العلامة المجلسي
1305
حياة القلوب ( فارسي )
وآن گوشت گنديده ، صورت غيبت بود ، پس از غيبت بگريز « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت امام صادق عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى وحى نمود بسوى پيغمبرى از پيغمبران بني إسرائيل كه : اگر خواهى مرا ملاقاة كنى فرداى قيامت در حظيرهء قدس پس باش در دنيا تنها وغريب وغمگين واندوهناك ووحشت نماينده از مردم مانند مرغ تنهائى كه چون شب مىشود به جاى تنهائى مىرود ووحشت مىكند از مرغان ديگر وانس مىگيرد به پروردگار خود « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : حق تعالى پيغمبرى از پيغمبران خود را مبعوث گردانيد بسوى قوم خود ووحى نمود بسوى أو كه : بگو به قوم خود كه هيچ أهل شهر وگروهى نيستند كه بر طاعت من باشند وحالتي رو دهد ايشان را كه در نعمت وسرور باشند پس بگردند از آنچه من مىخواهم بسوى آنچه نمىخواهم مگر آنكه من نيز مىگردم از آنچه مىخواهند بسوى آنچه نمىخواهند ، يعنى نعمت ايشان را به بلا مبدّل مىگردانم ، وهيچ أهل شهري وأهل خانهاى نيستند كه بر معصيت من باشند وبه سبب آن معصيت ايشان را بلائي عارض شود پس بگردند از آنچه من نمىخواهم بسوى آنچه مىخواهم مگر آنكه من نيز مىگردم از آنچه نمىخواهند بسوى آنچه مىخواهند ؛ وبگو به ايشان : سبقت گرفته است رحمت من بر غضب من ، پس نااميد مشويد از رحمت من ، زيرا كه بر من عظيم نمىنمايد آمرزيدن گناهى ؛ وبگو به ايشان از روى معانده متعرض غضب من نگردند واستخفاف ننمايند به حقّ دوستان من كه مرا عذابي چند است در وقت غضب من كه هيچيك از خلق من قدرت بر مقاومت آنها وتاب تحمل آنها را ندارند « 3 » . وبه سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه حق تعالى وحى نمود بسوى پيغمبرى از پيغمبران كه : چون بندگان أطاعت من كنند خشنود مىشوم از ايشان ، وچون خشنود شوم از ايشان بركت مىفرستم بر ايشان ، وبركت ورحمت مرا نهايت نمىباشد ؛ و
--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا 1 / 275 ؛ خصال 267 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 280 ؛ امالى شيخ صدوق 165 . ( 3 ) . كافى 2 / 274 .